تبليغاتX
 هنرنزدایرانیان است وبس
 

باران

دقت کردی وقتی بارون میاد حضور خدا چقدر بهتر حس میشه؟!

اصلا می دونی بارون یعنی چی؟!

به نظر من بارون یعنی نقطه چین تا خدا!!


 

نوشته شده توسط کوروش راستی در جمعه 1388/08/08 ساعت 10:9 بعد از ظهر موضوع متفرقه | لینک ثابت


حالم خوب است!

رسوب فصلها رابرمرداب تاریخ نگاه میکنم

وسبزه های فراموشی رابه امیدِامیدواری گره میزنم.

حالم خوب است

تنهاازدرون به برون راهی نمی یابم.

بااین وجوداصلاً دلم تنگِ گشودن هیج پنجره ایی نیست.

فصل کاشت رااینجا من،بافرصت معاش توضیح میدهم

وهیچ ازمرد بقال نمی پرسم:

زندگی چگونه است؟

کوتاه میمانم تا داسهای سرنوشت،

فصل برداشت مرابه پایکوبی ننشینند؛

راه می روم ازروی رسوب فصلها،-

 وتٌرشدن انگشتان پاهایم را نشانه ی تعجیل وفرونرفتن میدانم

تغیرمیدهم جهان رازیرسقفی که خانه ام نام دارد-

وهرصبح وقتی ازدربیرون میروم،دوباره این جهانی می شوم

باعقلی نه درحدود معاش اما برای معاش،

درروزهایی که تنها تا غروب بطول میانجامد

حالم خوب است وخوب می دانم

«زندگی اشاعه ی خوبی هانیست»

زندگی عادتِ فایده است

بااین وجودهنوزهم حالم خوب است

زیراتغیرمیدهم جهان راهرشام زیرسقفی که خانه ام نام دارد...

 

(سید شهاب مهرآبادی)

 


 

نوشته شده توسط مهمان در یکشنبه 1388/07/12 ساعت 4:1 بعد از ظهر موضوع ادبیات | لینک ثابت


به کجا چنین شتابان؟

تبریک شتابزده رهبر جمهوری اسلامی بمناسبت شرکت مردم درانتخابات ریاست جمهوری دوره دهم و بدست آمدن یک پیروزی بزرگ برای ایشان و تائید شتابزده تر صحت این پیروزی توسط شورای نگهبان، بموجب آماری که در پی می آید و برگرفته شده از نتایج رسمی بدست آمده در انتخابات اخیر توسط وزارت کشور است، شادی آور است؟ یا مصیب بار؟

هم رهبر و هم شورای نگهبان تصور کرده اند مردم کر و کوراند و نمی دانند چه گذشته است. می دانند چه گذشت، آنچه هنوز بدرستی نمی دانند، آنست که چرا و با چه هدفی چنین کردند!

 


 

نوشته شده توسط کوروش راستی در جمعه 1388/06/06 ساعت 7:27 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


چند پرسش

در تقویم هر ایرانی روزهای هست که یادآور خاطرات تلخ وشیرین می باشد

بیست ودو خرداد امسال یاد آور چه خاطره ای است؟

امروز همه ما ایرانیان با وجدان بیدار می پرسیم دادخواه خون ندا آقا سلطان   

کیست ؟                                                                                       

آیا خانم آقا سلطان(شهید آزادی) ایرنی است یا شهید حجاب؟                       

چرا هیچ تشیع جنازه ای برای ندا  برگزار نشد ؟                                

چرا هیچ بزرگداشتی برایش گرفته نشد؟                                                 

تشیع جنازه نمادین شهید مروه کار بجا ودرستی بود اما آیا هموطن خود ما لایق

این چنین مراسمی نبود؟

آیا همه ما براحتی فراموش می کنیم هفته آخر خردادماه را؟

آیا صحنه های تحقیر وخوار شدن مردم در خیابانهارا بوسیله باتوم ها وگاز        

اشک آور فراموش میکنیم ؟                                                              

آیا باز هم مردم این چنین پر شور درانتخابات شرکت میکنند؟                          

                                                                                        


 

نوشته شده توسط رویا در شنبه 1388/04/20 ساعت 9:2 بعد از ظهر موضوع متفرقه | لینک ثابت


انتخابات

بنام خدا

این روزها بحث انتخابات حسابی داغ وپیر وجوون صحبت از رای دادن وانتخاب ریس جمهور میکنن وهرشخصی به اندازه اطلاعاتش چه اقتصاد خونده باشه که از وضیعت اسفناک گرانی وتورم وچه تحصیلات سیاسی داشته باشه دم از رابطه غلط با خیلی از کشورهاوچه عامی باشه  دم از سیاست و نجات مملکت روبه فنای مارامیزنه مطمئنم اکثرشما هم برنامه های تلویزیون به خصوص مناظره های کاندیداهارو میبینیددر مورد این مطلب ممکن با من هم عقیده باشین(امیدوارم که اینطور باشه).

چند شب قبل درست خاطرم نیست یکی از شبکه های تلویزیون برنامهای گذرا راجع به مناظره مکین واوباما گذاشته بودکه گفتار طنز وهمچنین تصویربیانگراین بود که در این مناظره  هنگامی که اوباما رویش رابرمیگردونه میکین زبانش ازدهان درآوده وبه اصطلاح به اوباما دهن کجی میکنه که باعث ریزش تعداد زیادی ازآرا مکین شده وهمین علت شکست اون توی انتخابات بوده اگه مناظرة آقای احمدی نژاد وآقای موسوی دیده باشین تنها کاری که احمدی نژاد نکرد(البته به نظر بنده معلوم نیست جون دوربین خیلی دیدنی های ....نشون نمیده)همین دهن کجی بود امااگه چشممون را باز کنیم وچهار سال گذشته را نگاه کنیم به نظر من آقای احمدی نژاد رای ندارد که نگران ریزش وکم شدن آن باشد شما چه نظری دارید.


 

نوشته شده توسط رویا در پنجشنبه 1388/03/14 ساعت 2:50 قبل از ظهر موضوع متفرقه | لینک ثابت


نفربعد...

امیدرضا میرصیاف هم رفت..

 

 

امیدجان منزل نوسال

 

 

 نومبارک

 

 

نفربعدنوبت کیه؟


 

نوشته شده توسط کوروش راستی در پنجشنبه 1387/12/29 ساعت 7:52 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


ایران شده فلسطین

سلام دوستان.حال واحوال، این روزها روزهای عیدوهمه درگیرخریدوخونه تکونی واینجورحرفها...

جالبه، توضیحات بالا + غرغر خانم ها وقت خریدیک طرف

داستان گرون کردن اجناس ودیگرکالا ها اعم ازانرژی زاوغیرازیک طرف

وشروع شدن گدایی جمهوری اسلامی ازطرف دیگربازارنوروز روداغ داغ کرده.

 

هنوزبمب سال جدیدرونزدن بحث گرون کردن بنزین راه افتاده ازاون طرف هم که کالاهای شوینده داره میکشه بالاوهمچنین خبررسیده که گوشت ومرغ هم همین داستان روداره ماهی که جای خود.124روفراموش نکنید(مبارزه باگرانفروشی وکم فروشی)

واما این جشن نیکوکاری عجب صیغه باحالی ازاین سوکه خدابده برکت صداوسیما داده دمش ازصبح تا شب این دوربین وکاشتن توخیابون وازچهارتا پاکت ویه صندوق ودونفرآدم الاف که اونجا نشستن فیلم میگیره وبعنوان برنامه به خوردمردم میده.

بد روزگاری شده، بد!

کاش یکی پیدامیشدمیگفت ای دولت مگر این هدایا وکمکهای نقدی چقدروچندمیشن که اینجورعلنی دست گدایی دراز میکنید.؟آیا برای کشوری غنی چون ایران که بخواهدسالی یکباربه مردم نیازمندش کمک کنه چیزی ته کیسه دولت نمونده؟

تا یادم میادهروقت دچارمصیبتی غیرمترقبه شدیم سریع دست گدایی بسوی مردم وکشورهای همسایه درازکردند.

ولی اگه بخواهیم اصلحه وکمک نقدی به فلسطین ولبنان وغیره کنند چون کمک به جنگه ازخزانه مثل شیرگروپ گروپ پول بیرون میاد.ولی طوری نیست هیچ وقت شعار

ایران شده فلسطین   مردم چرانشستین رو فراموش نمی کنم.خدااون روزرونیاره که ایرانی بخواددستشو جلوی این عربها درازکنه.یادتون باشه این یکی ازدعاهای سرسفره عیدتون باشه.

 


 

نوشته شده توسط کوروش راستی در پنجشنبه 1387/12/22 ساعت 12:54 بعد از ظهر موضوع متفرقه | لینک ثابت


شباهنگ

باورنداشتم که گل آرزوی من

بادست نازنین توبرخاک اوفتد.

بااین همه،هنوز،به جان می پرستمت

باالله، اگرکه عشق ، چنین پاک اوفتد.

می بینمت هنوز، به دیدارواپسین

گریان درآمدی که«که کوروش خدانخواست»

غافل که من بجراوخدایی نداشتم.

اما،دریغ ودرد،نگفتی چرانخواست!

بیچاره دل،خطای تودرچشم اونکوست

گویدبه من:«هرآنچه اوکردخوب کرد»

«فردای ما»نیامدوخورشیدآرزو

تنهاسپیده ای زدوآنگه...غروب کرد.

برگورعشق خویش شباهنگ ماتمم

دانی چرانوای عزاسرنمی کنم؟

تو،صحبت محبت من باورت نبود

من ترک دوستی زتوباورنمی کنم

پاداش آن صفای خدایی که درتوبود

این واپسین ترانه تورایادگارباد

ماندبه سینه ام غم تویادگارتو

هرگزغمت مبادوخداباتویارباد

دیگرزپافتاده ام،ای ساقی اجل

جان تشنه ام،بریزبه کامم شراب را

ای آخرین پناه من، آغوش بازکن

تاننگرم پس ازرخ اوآفتاب را

زیبا بود؟فقط یک کلمه اش روعوض کردم.

فریدون مشیری

 


 

نوشته شده توسط کوروش راستی در سه شنبه 1387/12/20 ساعت 1:20 بعد از ظهر موضوع ادبیات | لینک ثابت


مسجدالقصا

مسجدالاقصا 

دوستان چندی پیش مطلبی خواندم که برایم جای تعجب وتردید داشت.کم کم دارم به شعورخودم هم شک میکنم به همین دلیل مطلب را برای شما دوستان پست کردم شما هم بخوانید وبه من کمک کنیدتا حقیقت را بهتربشناسم.

سپاسگزار

 

مسلمانان معتقدند که قرآن توسط جبرئیل بر محمد نازل شده و تا کنون دست نخورده باقی مانده است. بگذارید این حدیث را امتحان کنیم. در احادیث آمده است که شبی محمد سوار بر اسبی بالدار از مسجد الحرام به مسجد الاقصا(در اورشلیم) مسافرت کرده است. سپس از آنجا به آسمان هفتم میرود و به چشم خود بهشت و جهنم را می بیند و سپس به محضر خدا می رود. این داستان که معراج نام دارد علاوه بر اینکه در احادیث آمده است در قرآن نیز تصدیق شده است.

آیه یک سوره اسرا می گوید: پاک و منزه است خدایی که شبی بنده اش را از مسجد الاحرام به مسجد الاقصا سیر داد. ما در اینجا قصد نداریم از اینچنین سفری پوچ صحبت کنیم. مضاف بر اینکه سفر به نزدیک ترین منظومه اگر با سرعت نور که سریع ترین سرعت در دنیاست انجام پذیرد درحدود 8 سال طول خواهد کشید. و اگر بخواهیم به دور دنیا با سرعت نور بگردیم 3 میلیارد سال طول خواهد کشید.یک چنین مسافرتی آن هم بر پشت یک اسب بالدار فقط خیال پردازی و افسانه است. با توجه به اینکه پرواز با بال فراتر از جو امکان پذیر نیست. اگر محمد سوار بر یک اسب بالدار توانسته است در شبی از مدینه به هفت آسمان و سپس جایگاه خدا سفر کند و در همان شب بازگردد بنابر این جایگاه خدا باید جایی نزدیک مدینه باشد.

 من تعجب می کنم چرا تا حالا کسی به این مسئله فکر نکرده است. از طرفی مگر دروازه بهشت در مسجد الاقصا قرار دارد که محمد برای سفر خویش مجبور بود اول به مسجد الاقصا برود؟  چرا محمد برای رفتن به بهشت ابتدا باید به مسجد الاقصا می رفت؟

بزرگترین مشکلی که در این میان وجود دارد این است که مسجدالاقصا در اورشلیم چندین سال پس از مرگ محمد ساخته شده است.

وقتی عمر اورشلیم را تصرف کرد دستور داد در جایی که در گذشته معبد سلیمان بود نماز بگزارند. رومی ها در سده 70 پس از میلاد آن معبد را ویران کرده بودند.از آن به بعد هیچ کلیسا یا معبد و مسجدی در آن محل ساخته نشده بود. خلیفه مالک ابن مروان 72 سال پس از هجرت اولین کسی بود که دستور ساخت گنبد و بارگاه را در آن محل داد و مسجد الاقصا در قرن هفتم بر تپه ای که در گذشته معبد سلیمان بود ساخته شد. این موضوع در دایره المعارف اسلام به ثبت رسیده است(harper and row1 986 page 46 and 102).

منسوب است که حضرت محمد در سال 622 به معراج رفت اما در این سال اورشلیم به دست مسیحیان بود. هیچ مسلمانی آنجا نبود بنا بر این هیچ مسجدی نمی توانست آنجا ساخته شود. 53 سال پس از مرگ حضرت محمد بود که مسلمانان بر تپه ای که در گذشته معبد سلیمان بود مسجد الاقصا را ساختند. لذا این ظن بوجود می آید که شاید قرآن نیز همانند انجیل سالها پس از بنیانگذارش ، جمع آوری و غنی سازی شده و  قصه هایی از قبیل معراج  به درون قرآن راه یافته اند. هرکسی که آیه یک از سوره اسرا را نوشته ، از اینکه مسجد الاقصا در زمان محمد وجود نداشته غافل بوده است.

بنا بر این حضرت محمد نمی توانسته از محلی که وجود نداشته است به بهشت صعود کند. اشتباه بزرگی که اکثر مفسرین  از جمله یوسفعلی می کنند این است که می گویند منظور از مسجد الاقصا محل مسجد الاقصا مورد نظر است نه مسجد الاقصای واقعی(آیا این عقلانی است که 52 سال پیش از ساختن یک مسجد بر روی آن اسم بگذارند. )

اما حدیثی در اینجاست که ثابت می کند منظور از مسجد الاقصا ، مسجد الاقصای واقعی است نه محل آن Sahih Bukhari, Volume 4, Book 55, Number 636:

ابوذر نقل می کند که: از پیامبر پرسیدم یا رسول الله کدام مسجد اول ساخته شده است. پیامبر گفت مسجد الاحرام سپس گفتم مسجد بعدی کدام است گفت مسجدالاقصا. گفتم فاصله بین ساختن این دو چند سال طول کشید . او در جواب پاسخ داد 40 سال. بعد در ادامه فرمود هر وقت که زمان نماز فرا رسید هر کجا هستی نماز بگزار زیرا همه زمین محلی برای عبادت توست.

مسلمانان برای توجیه این مسئله می گویند که مسجد به معنی سجده گاه است از این روست که محمد به معبد سلیمان مسجد گفته است. اگر بخواهیم این گفته را باور کنیم تمام کلیساها و کنشت ها و آتشکده های زرتشتیان مسجد هستند.

در زمان حضرت محمد مساجد  زیادی ساخته شد که از اورشلیم هم دورتر بودند و با مکه و مدینه فاصله زیادی داشتند. بنا بر این مسجد الاقصا نمی تواند دورترین مسجد بوده باشد.

اشکال دیگری که از این گفته ها بر می آید این است که به گفته مسلمانان مسجد الحرام(کعبه) به دست ابراهیم در 2000 سال پیش از میلاد مسیح ساخته شده است در حالیکه مسجد الاقصا در سال951-985 ساخته شده تفاوت ساخت این دو مسجد تنها در حدود1040 سال می باشد. پیامبر مقدس فقط هزار سال اشتباه کرده است.(دکترعلی سینا)(ترجمه ایراندخت)

نظرشما درمورد این مطالب چیه؟دروغ وراستش بعهده نویسنده ولی من رو واداربه فکروتحقیق درمورد این مسئله کرد شما چطور؟

 


 

نوشته شده توسط کوروش راستی در سه شنبه 1387/12/13 ساعت 12:53 بعد از ظهر موضوع تاریخ | لینک ثابت


اجازه است؟

یک سوال درمورد یک واقعه دینی دارم میتونم مطرح کنم.؟

دوستان اجازه میدن؟

 


 

نوشته شده توسط کوروش راستی در دوشنبه 1387/12/12 ساعت 3:6 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


حکایت

حکایت آن پادشاه که گوزیدن را ممنوع کرد

در گذشته های دور پادشاهی بیگانه بر سرزمین مادری مسلط شد. او بد خواه و در عین حال زیرک بود. و وزیری داشت از خودش بسی بد خواه تر و زیرک تر. به او امر کرد که راهی بیاب تا بر روح و جان این مردمان مسلط شوم بدون آنکه بفهمند و اعتراضی بکنند. وزیر تفکری کرد و طوماری بنبشت و به جارچیان داد تا در سراسر شهرها و دیهات ها بخوانند. قوانین جدید اعتقاد به دین قدیم و سواد آموزی را غیر قانونی اعلام کرد. و مالیاتها را به سه برابر افزایش داد. شب زفاف عروس از آن شاه بود و ارزش جان مردمان به اندازه چهارپایان کشور همسایه که موطن اصلی شاه بود اعلام شد. هر گونه اعتراض و مخالفت با این قوانین مجازات مرگ داشت و در نهایت طبق این قوانین گوزیدن و چسیدن هم ممنوع اعلام شد.

 

پادشاه گفت: ای وزیر این همه فشار آنان را به شورش وا خواهد داشت و مگر قرار نبود انقلاب مخملی کنیم؟ وزیر گفت: نگران نباشید اعلیحضرت. به بند گوزیدن دقت نفرمودید. همان سوپاپ اطمینانیست که انرژی اعتراضشان را خالی کنند.

 

و چنین شد که وزیر گفت. مردم لب به اعتراض گشودند که این ظلمی آشکار است. این طبیعی است که پادشاه بخواهد مردم را به دین خودش در آورد و یا سواد خواندن آنان را بگیرد. همچنین افزایش مالیات همیشه مطلوب شاهان بوده و مالکیت در شب زفاف هم رسمی قدیمیست. و بی ارزش بودن جان ما در مقابل جان مردمان همسایه هم از وطن پرستی شاه است اما دیگر منع چسیدن و گوزیدن خیلی زور است. و تازه مگر پادشاه می تواند در تمام مستراح های این سرزمین نگهبان بگمارد. آنان که باسواد تر بودند داد سخن دادند که تازه جانم خالی نمودن باد روده برای سلامت مفید است و هیچ قبحی در آن نیست. و اینان متحجرانی بیش نیستند که سرشان را در تنبان خلایق فرو می کنند. با کلی کیف به خاطر این تفسیر علمی و کلمه متحجر سر تکان می دادند و خودشان را روشنفکر می نامیدند. وگفتند تازه مگر خود شاه نمی گوزد. جک های بسیاری ساختند در مورد شاه که از فرط نگوزیدن ترکیده, یا برای کنترل بر روده اش چوب پنبه به ماتحتش فرو کرده, یا مثل سگ بو کشان دماغش را به سوراخ کون مردم می چسباند واینها را برای هم اس ام اس کردند و کلی خندیدند.نگهبانان حکومت در سراسر سرزمین پخش شدند تا اجرای قوانین را تضمین کنند. هر از چند گاهی بی خبر به مستراح ها یورش می بردند و افراد گوزو را دستگیر می کردند و به منکرات می بردند. اما مردم همچنان به چسیدن و گوزیدن در خفا ادامه می دادند و این صداهای بویناک روده شان را اعتراضی عظیم به حکومت می دانستند. مردم به صحراها می رفتند و می گوزیدند. در کوچه های شهر نگاهی به این ور و آنور می انداختند و پیفی می دادند. حتی مهمانی های زیر زمینی می گرفتند لوبیا می خوردند و گروپ گوز راه می نداختند. بعد از مدتی دیگر کسی آن ماجرای منع سواد و دین اجباری و کاپیتولاسیون و عروس دزدی و مالیات را به خاطر نیاورد و همگان سعی کردند از این آخرین حق بدیهی خوشان دفاع کنند. و در همین احوال پادشاه و وزیرش در قصر قهقهه سر می دادند که چه زیرکانه مردمان را در بخارات اسیدی خودشان غرق کرده  و همگان را گوزو کرده اند.

 


 

نوشته شده توسط کوروش راستی در سه شنبه 1387/12/06 ساعت 9:32 قبل از ظهر موضوع ادبیات | لینک ثابت


آزادی چیست؟

آزادي

آزادی یکی از زیباترین کلمات موجود در هر زبانیست، ساختمانها و مجسمه های آزادی معمولا تبدیل به سمبلهای کشورها و یا شهرها میشوند، آزادی کلمه ایست که همه آنرا ستایش میکنند و میپسندند  اما در تعریف آن باهم اختلاف نظر دارند؛ لزوم وجود آزادی آنقدر واضح است که کسی جرات نمیکند بگوید من با آزادی مخالفم، هرچند واقعا چنین باوری داشته باشد.

آزادی و محدودیت لازم و ملزوم یکدیگر هستند، آزادی را میتوان به نوعی اجازه ارتعاش در میان حوزه ای تعریف شده از امکانات تعریف کرد. آزادی مطلق در هیچ جامعه بشری ای وجود ندارد. در هیچ کجای دنیا مردم بطور مطلق آزاد نیستند. تعریف آزادی خود محدود کردن آزادی است اما این آزادی در محدودیت است که ما بدان در حوزه سیاست و علوم اجتماعی نیازمندیم. یعنی در واقع محدودیت درون کلمه آزادی تعریف میشود و اختلاف بر سر تعریف کلمه آزادی در واقع اختلاف بر سر تعریف این محدودیت هاست. انسانها آزاد هستند دستهایشان را محکم به حرکت در بیاورند اما این آزادی محدود میشود به وقتی که فاصله دست آنها از بینی افراد دیگر بیشتر و یا بسیار بیشتر از طول بازو و دست آنها باشد، اگر این فاصله کمتر باشد دیگر انسانها آزاد نیستند مشتشان را محکم به حرکت در بیاورند و این یک قانون است.

آزادی را میتوان همچنین در حوزه های مختلف از حوزه های زیر بررسی کرد.

  • آزادی اندیشه (اجازه تبلیغ برای اندیشه و مخالفت با سایر اندیشه ها)
  • آزادی بیان اندیشه (اجازه داشتن رسانه های جمعی و استفاده برابر از امکانات دولتی از جمله صدا و سیما، اجازه سخنرانی، تدریس، نوشتن کتاب و...)
  • آزادی پوشش
  • آزادی های مدنی (برخورداری از حقوق قضایی، حق اعتصاب، بیمه های اجتماعی و...)
  • آزادیهای سیاسی (حق نقد، اعتراض، کاندید شدن، رای دادن، و مبارزه غیر مسلحانه با دولت...)

زندگی کردن در شرایط آزاد برای همه آسان نیست، شما باید از تعدادی از آزادیهای خود که قبلا در شرایط غیر آزاد از آنها برخوردار بوده اید صرف نظر کنید تا مبادا به آزادی دیگران صدمه نزنید. بعنوان مثال مسلمانان در بسیاری از کشورها آزاد هستند که طبق آزادی ای که قرآن به آنها داده است زنانشان را کتک بزنند، و در کشورهایی که دولتهای آنها و سیستمهای قضایی آنها به حقوق بشر پایبند هستند باید از این حق الهی خود صرف نظر کنند. یا مثلا مسلمانان حق ندارند در چنین کشورهایی کسی را به جرم ارتداد بکشند.

معمولا انسانهایی که عقاید کهنه و ناکار آمد و پوسیده و ضعیفی دارند از آزادی هراسانند، بعنوان مثال میتوان به اسلامگرایان عالم اشاره نمود که دشمن آزادی هستند. این افراد به همین دلیل که میدانند در شرایط انسانی و مدرن آزادیهای خود از قبیل سرکوب اندیشه مخالف و سایر کارهای کثیفی که انجام میدهند برخوردار نخواهند بود، با آزادی دشمنی میکنند. میتوان این واقعیت را در یک جمله بسیار زیبا خلاصه کرد. در جایی که آزادی مطرود است، مطرود آزاد است.

 

 


 

نوشته شده توسط کوروش راستی در یکشنبه 1387/11/27 ساعت 12:26 بعد از ظهر موضوع متفرقه | لینک ثابت


بهترین راه حل

پادشاهي مي خواست نخست وزيرش را انتخاب كند...

چهار انديشمند بزرگ كشور فراخوانده شدند.
آنان را در اتاقي قرار دادند و پادشاه به آنان گفت كه:

«در اتاق به روي شما بسته خواهد شد و قفل اتاق، قفلي معمولي نيست و با يك جدول رياضي باز خواهد شد، تا زماني كه آن جدول را حل نكنيد نخواهيد توانست قفل را باز كنيد. اگر بتوانيد مسئله را حل كنيد مي توانيد در را باز كنيد و بيرون بياييد»...


پادشاه بيرون رفت و در را بست...

سه تن از آن چهار مرد بلافاصله شروع به كار كردند. اعدادي روي قفل نوشته شده بود، آنان اعداد را نوشتند و با آن اعداد، شروع به كار كردند.


نفر چهارم فقط در گوشه اي نشسته بود!

 آن سه نفر فكر كردند كه او ديوانه است. او با چشمان بسته در گوشه اي نشسته بود و كاري نمي كرد. پس از مدتي او برخاست، به طرف در رفت، در را هل داد،باز شد و بيرون رفت!!!

 

و آن سه تن پيوسته مشغول كار بودند. آنان حتي نديدند كه چه اتفاقي افتاد كه نفر چهارم از اتاق بيرون رفته!


وقتي پادشاه با اين شخص به اتاق بازگشت، گفت: «كار را بس كنيد. آزمون پايان يافته و من نخست وزيرم را انتخاب كردم».

 

آنان نتوانستند باور كنند و پرسيدند: «چه اتفاقي افتاد؟ او كاري نمي كرد، او فقط در گوشه اي نشسته بود. او چگونه توانست مسئله را حل كند؟»

 

مرد گفت: «مسئله اي در كار نبود. من فقط نشستم و نخستين
سؤال و نكته ي اساسي اين بود كه آيا قفل بسته شده بود يا نه؟ لحظه اي كه اين احساس را كردم فقط در سكوت مراقبه كردم. كاملأ ساكت شدم و به خودم گفتم كه از كجا شروع كنم؟
نخستين چيزي كه هر انسان هوشمندي خواهد پرسيد اين است كه آيا واقعأ مسأله اي وجود دارد، چگونه مي توان آن را حل كرد؟ اگر سعي كني آن را حل كني تا بي نهايت به قهقرا خواهي رفت؛
هرگز از آن بيرون نخواهي رفت. پس من فقط رفتم كه ببينم آيا در، واقعأ قفل است يا نه و ديدم قفل باز است».


پادشاه گفت: «آري، كلك در همين بود. در قفل نبود. قفل باز بود. من منتظر بودم كه يكي از شما پرسش واقعي را بپرسد و شما شروع به حل آن كرديد؛ در همين جا نكته را از دست داديد. اگر تمام عمرتان هم روي آن كار مي كرديد نمي توانستيد آن را حل كنيد. اين مرد، مي داند كه چگونه در يك موقعيت هشيار باشد. پرسش درست را او مطرح كرد».
 

 

این دقیقا مشابه وضعیت بشریت است، چون این در هرگز بسته نبوده است!
خدا همیشه منتظر شماست.انسان مهم ترین سوال را از یاد برده است...

و سوال این هست: من که هستم...!؟ 

 


 

نوشته شده توسط کوروش راستی در شنبه 1387/11/26 ساعت 7:55 بعد از ظهر موضوع تاریخ | لینک ثابت


این حسین کیست که عالم همه دیوانه اوست؟

امشب درحالی که مسجد محل سخت مشغول برپایی مراسم عزاداری سردارشهیدان آقاامام حسین بودوصدای گوش خراش مداح اهل بیت داشت روی اعصابم راه میرفت باخودفکرکردم چنددرصدازمردمی که الان درمسجد زارزار گریه میکنند حسین را واقعاً میشناسند.چندکتاب ممکنه درموردش خونده باشند.زینب روچقدرمیشناسند؟ازهرکدامشان بپرسی زینب را شرح بده فوراٌمیگوید:زینب کسی بودکه درواقع کربلا افشاگری کردوظلم یزیدرابرملا کرد، همین.حتی ازجدش که پیغمبرخداباشدهم آنچنان چیزی نمی دانند ازهرکدامشان بپرسی چرانام پدرحضرت محمد عبدالله است درصورتی که حضرت محمد الله را بعنوان خدای یگانه معرفی کرد؟فکرنکنم جواب قانع کننده ایی داشته باشند.خلاصه براین شدم که دوسه خطی بنویسم تا مراسم تمام شود وبخوابم البته اگردوستان باخواندن این مطالب منتظرباریدن سنگ ازآسمان نباشندیا بنده راناشکرومشرک قلمدادنکنندبایدبگویم که:

((همچنین خواهش میکنم درصورت شروع خواندن مطلب تاانتها ادامه دهیدتا توان دادن نظری منطقی داشته باشید نه مغرضی.))

حضرت محمد وهمه امامان خودتاکیدکرند که انسانی هستندمثل دیگرانسانها.یعنی باهمه ضعفها،خشم ها،علایق،آرزوها،هوس هاوکمبودهای یک انسان.دربررسی تاریخ اسلام بایدعقل وشعورراپایه بررسی ها قراردهیم نه ایمان وتعصب مذهبی را.

عبدالرحمن بن عوفی ازبازرگانان قریش وازیاران ونزدیکان حضرت محمد بود.اوبازرگانی ثروتمند بود که درطلب سودبیشتر،فعالیت میکرد بطوریکه درباره خودمیگفت:

سنگی برنمی دارم مگراینکه بدانم طلا ونقره ایی درزیرآنست.

باچنین فلسفه ایی درآغازدعوت محمد،ازاولین کسانی بودکه اسلام راپذیرفت.چرا؟

حضرت محمدبهنگام ازدواج باعایشه(دخترابوبکر)45ساله بوددرحالیکه عایشه6یا7سال داشت بطوریکه ازخانه پدرش عروسکی به خانه شوهرمیبرد.

(تاریخ طبری جلد4،صص2-1291)

طبری جایی دیگه اشاره میکند:

عایشه گفت:"روزی پیغمبربه خانه ماآمد...من درننویی بودم وبادمیخوردم.مادرم مراپایین آورد...وصورتم راباآب شست.آنگاه مراکشیدوبردوچون به نزدیک دررسیدم مرانگهداشت تاکمی آرام شدم.آنگاه بدرون رفتم وپیغمبربرروی تختی نشسته بود....

مردان وزنان برفتند وپیغمبردرخانه ام با من زفاف کرد...من آنوقت7سال داشتم"

یا پیغمبری که هروقت ازجواب دادن سوالهای مردم عاجزبود عصبانی میشد وجواب سربالاازقبیل(گذشتگان شما ازکثرت سوال به گمراهی افتادن)(نهج  الفصاحه،ص50)

یاجایی دیگرگفته میشودکه وقتی سعیدالخدری ازپیغمبراجازه خواست تا به نوشتن علم بپردازد،محمدباتقاضای اومخالفت کرد.زیراپیغمبرمعتقدبودکه:گمراهی پیشینیان بواسطه نوشتن(علم)بوده است.«تاریخ تمدن اسلام،ج3،ص434»

اگرکتابهایی ازفبیل(تاریخ طبری ج11 ،منتهی الامال ج1، مقاتل الطالبین،تاریخ یعقوبی ج1 وبسیاری ازکتابهای دیگرکه اگربخواهم همه رابنویسم میبایست حداقل 2ساعتی مشغول نوشتن باشم)را مطالعه کرده باشیدخواهیددیدکه همه ائمه های ما افرادی ثروتمند وغنی ودارای صدها کنیزوغلام بوده اند پس چگونه است که همین اشخاص دم ازساده زیستی کمک مستضعفین وبرابری وبرادری میزدند.

« غرض ازنوشتن نام کتابها ودادن آدرس مطالب یادشده صرفاًجهت این میباشدکه تمامی نوشته ها ازخودبنده نیست وصرفاًتاریخ است وگفته بزرگان.»

ازهمه این وقایع بگذریم چون حوصله دوستان اجازه نمیدهد وهمچنین امکان این هست که عده ایی ازدوستان اهل شریعت به مزاجشان خوش نیاید وبنده رابه گلوله اتهام ببندند.

اسرارجهان چنانکه دردفترماست                     گفتن نتوان،که آن وبال سرماست

چون نیست دراین مردم نادان اهلی                  نتوان گفتن هرآنچه درخاطرماست

 پس مبحث راکوتاه میکنم وبا امام حسین امام سوم ماشیعیان که همگی دراین ایام محرم عزاداراوییم خاتمه میدهم.

درقیام امام حسین (واقعه کربلا)بروشنی نشان میدهد که درانگیزه های مردمی ومترقی،بسیاراندک بوده اند.فراموش نکنیم که درتمام دوران خلافت معاویه پدریزید امام حسین روابط دوستانه وخوبی با اوداشت.درسفرهای معاویه به مکه ومدینه،امام حسین

همیشه اولین کسی بودکه پیشوازمعاویه می رفت و«بقول دکترشریعتی نماینده اشرافیت تاریخی ومرکزومظهرارتجاع سیاسی»رادرآغوش میگرفت.حتی درسال49هجری بدستورمعاویه درجنگ قسطنطنیه شرکت کرد(اخبارالطول،ص243وروضه الصفا ج3ص80-83وزندگی امام حسین ص122وفتوح البلدان ص183)

باچنین روابطی بودکه امام حسین گفت: تا معاویه زنده است من علیه اومبارزه وطغیان نمی کنم.دربرابراین آرامش وحسن تفاهم بود که امام حسین همواره ازکمکهای مالی معاویه برخوردارمیشد.بطوری که مقرری امام حسن وحسین که درزمان عمرسالی پنج هزاردرهم بود،معاویه آنرابه سالی یک میلیون درهم(یعنی دویست برابر،معادل4هزارکیلونقره)افزایش داد.(تاریخ تمدن اسلام،ج4،ص88)

وبسیاروقایعی تلخ وبسا شنیدنی که تابحال خیلی ازما دوست داران پیغمبرواهل بیت ازآن آگاهی نداشتیم وبی پرده بگویم خرافاتی که این ملاها واین ملازاده ها درمغزومخ مافروکرده اند صرفاًجهت گمراهی ما بوده است.وپرکردن کیسه های خود.

کم کم خواب اومدسراغم درآخردوباره میگم تمامی مطالب فوق نتیجه مطالعات بنده بوده نه افکارخودم به همین دلیل تقریباًتمامی آدرسهای مرجع رانوشتم.

 

 


 

نوشته شده توسط کوروش راستی در چهارشنبه 1387/10/18 ساعت 0:48 قبل از ظهر موضوع تاریخ | لینک ثابت


دعاوشکرگزاری مدرن وامروزی

یکی ازدوستان ایمیلی فرستاد که حامل دعاوشکرگزاری نوینی بود خالی ازلطف نیست اگرشما هم بخونیدوسعی برآن داشته باشید که درساعات مبارکی که خداوند تعین کرده باصدای بلندتکرارکنید.خصوصاً تحویل سال.

 ·  خداوندا یکصدملت متمدن آفریدی وماراعضوهیچ کدام قرارندادی توراشکرمیگوییم که اینگونه قدرخوشی نداشته را به مافهماندی.

 ·  خداوندگاراهمه ممالک دنیا را به سمت پیشرفت رهنمون کردی،ماراعقب گردفرمودی توراشکرمیگوییم که لذت زندگی درتاریخ صدراسلام وحتی جاهلیت قبل ازآن را به مانمودی.

 ·  خداوندا اگرچه شکمهایمان گشنه است اگرچه حقوقی نمی گیریم اگرچه هزارآرزودریک جیب وهزارتومان درجیب دیگرداریم توراشکرمیگوییم که مارازنعمت انزژی اتمی برخوردارخواهی کردومارادرچشمدشمنان حسود همچون خاری قراردادی. فقط خداوندا کاری نکن که ما راازچشم بیرون بیاورندودرزباله دان بیندازند.

 ·  خداوندااگرچه مارااجازه آزادی نفرمودی توراشکرمیگوییم که طعم تلخ اسارت درکشورخودراچشاندی که درعاشورا به یادحسین تشنه لب زاربزنیم هرچند که اوست که باید بحال مابگرید.

·  خداونداتوراشکرمیگوییم که پول وثروت را همه به عربستان دادی ولی درعوض مارادراسلام ناب غرق ساختی واینگونه عدالت فرمودی.

 ·  خداوندا اگرآزادی نداریم،اگرهرروزبرسرمان می کوبندلاقل چندین مجلس داریم وهرسال چوپانان جامعه رالبیک گفته رای می دهیم پروردگارا توراشکرمیگوییم که به مانعمت انجام واجبات اعطا نمودی.

 ·  خداونداتوراشکرمیگوییم که به مانجابتی هماننداسبان،وفاداری همچون سگان،اجماعی همچون گوسپندان وهوشی همچون ماهیان آموختی وبدین وسیله اشرف مخلوقات خودکردی.

 ·  گوینداگرکسی درعمرخودجهادنکندوآرزوی آن نیزنداشته باشد کفرورزیده خداوندا توراشکرمیگوییم که هزاردشمن برایمان آفریدی وهرروز به تعدادشان می افزایی طوری که هرروز مرگ خودرادرمقابل چشم داریم وجزجهاددراه توراهی نداریم.

 ·  خداوندا ملت ماگرسنه انداگرچه نان نفت برسرسفره مانیاوردی ولی مارا نعمت کارت هوشمنددادی که اسراف نکنیم واینگونه ازگناه برحذزداشتی توراشکرمیگوییم.

 ·  پروردگارااگرچه دراین سی سال درکارخانه ها رایکسره بستی ولی درهزارمسجدوخرافه گشودی توراشکرمیگوییم که معنویت را به ماهدیه دادی.

 ·  پروردگارا به دستان لرزان روشنفکران این مملکت بنگر،ای توکه هرروز نعمت دیدن روزقیامت را به آنها ارزانی داشتی.

 ·  خدایا همه پابرهنه ایم ولی شادمان منتظرنیروگاه اتمی می مانیم تادردمان دوانمایدتوراشکرمیگوییم که دروازه های خیال رابرما گشودی.

 ·  چنان پایه های شوکت مارابلندنمودی که تمام ممالک فرنگ برماشوریدند.خداونداتوراشکرمیگوییم اما بدنبودکمی تعدیل میداشتی.

 ·  هرچه بگویم کم است ازمحبت های هرسال توامسال ماراخواهشیست ازدرگاهت که بیاوبزرگی کن ایهمه نعمت رادراین مکان متمرکزنکن که شایدازچشم زخم حسودان مازاگزندی رسد.بیالطف کن این آبادگران مملکتی دیگرمحض عمران بنما،اصلاح طلبان راسرزمین دیگری محض اصلاح ازآسمان بفرست.لذت جهادرابرامثال عربستان بفرست.حماس راقیمی دیگرعطافرما.پول نفت مال تو،ماراقدری میوه ارزان مرحمت کن.اتم راهمه به امرای فرنگ ببخش ازبرای ما همان کمی آرامش مقدرفرما.شوکت رابه هرکه میخواهی شوهربده برای ماهمان اعتبارپسنده کن.تمدن2500 ساله نمیخواهیم مردم ماراکمی فکرهوشمندانه وخردعنایت فرما.چوپان نخواستیم گوسپندی مارادرمان نما.خداوندا معنویتمان چنان زیادگشته که پاسبانهای سرگذزقطاع الطریق گشته اند دیگرمعنویت کافی است ماراکمی آزادی عنایت فرما.

 ·  پروردگارا می بینی که هرچه تونعمت می دهی ما به نصف قانعیم لطف بنما این نصفه راعنایت کن ولطف ازاین فراتر منما .

 

نــــــظرتـــــون چـــیه؟


 

نوشته شده توسط کوروش راستی در دوشنبه 1387/10/16 ساعت 8:0 بعد از ظهر موضوع متفرقه | لینک ثابت


سخنانی طلایی ازکافران

«رولينگ تانير»

تنها با نيت خير سخن بگو

«شكسپير»

فصيح ترين زبان، عمل است.

«دكتر اسپنسر جانسون»

هدفهايتان را با رفتارتان متناسب كنيد.

«كارودي»

آنچه سبب امنيت روحي مي شود ايمان است.

«آنا پاولوفا»

راز موفقيت اين است، هدفي را بي وقفه دنبال كنيد.

«مارك تواين»

راز موفقيت آن است كه شغل را جزو تفريحات خود قرار دهيد.

«ادموند اسپنسر»

 

اين ذهن ما را شاد يا ناشاد، بدبخت يا سعادتمند، غني يا فقير مي سازد.

«اسمايلز»

لذتي كه از علم و دانش حاصل مي شود بالاترين لذت است.

«ويلي ساتون»

در خدمت زمان نباشيد، كاري كنيد كه زمان در خدمت شما باشد.

«بوفون»

نبوغ چيزي نيست مگر استعداد فراوان در صبر و شكيبايي.

«كارل لايل»

سرنوشت خود را با افكارتان تعيين كنيد.

«ماتسو شيتا»

در مسير زندگي فقط كساني موفق مي شوند كه درست تصميم مي گيرند.

«بيسمارك»

قدرت براي انسان ايجاد حق مي كند.

«ويكتي بوم»

زندگي وقتي مقرون به سعادت است كه توام با آزادي فكر باشد.

«محمد حجازي»

بهشت اين دنيا، عشق است و وفاداري.

«مارك اورل»

اين افكار آدمي است كه زندگي او را مي سازد.

«كريستين آندرسن»

تنها آرزو كردن شرط نيست، تلاش براي تحقق آن هم شرط است.

«توماس هنري هاكسلي»

عظمت زندگي در علم نيست، در عمل است.

«مترلينگ»

 

در روي زمين سعادتي بالاتر از يك عشق پاك وبادوام متصور نيست.

«آلفرد نوبل»

فقط به پيروزي فكر نكن، به راه رسيدن به آن هم فكر كن.

«توماس فولر»

دانش گنجينه اي ارزشمند بوده و كليدش عمل مي باشد.

 


 

نوشته شده توسط کوروش راستی در یکشنبه 1387/10/15 ساعت 7:50 بعد از ظهر موضوع ادبیات | لینک ثابت


رویا

دوستان شایداین چندبیت غلط وغلوط دستوری واملایی زیادی داشته باشدولی فقط خواستم قلمم رو امتحان کنم ببینم روان است یانه خداروچه دیدی شایدیک روز منم شدم استادشهریار...

 

رویا

هوا بس ناجوانمردانه سرداست

خیالی نیست،کلبه ما گرم گرم است

اگرروزی نداریم بصدمل

ولیکن سرکه هامون سرخ رنگ است

به خودگفتم شراب عشق نوشیم

اگرچه سفره هامان زرد رنگ است.

مرا خیل نصیحت کارساز نیست

بیا امشب که راه چاره ام نیست

بسی با اشتیاق وکله پر

شروع کردم این راه جوانی

دوصدمتری گذشت با عشق ومستی

فلک ضد پای من یک پاره سنگی

 □

بگفتم این بود رنج ره عشق

ندانستم تلنگرزدبه من یک راست مردی

کمی دیگرگذشت ومست بوسه

که خارروزگارچشمم نشان رفت

همان عشق وشراب وپیک ومستی

به جان من شدندزخمی نفسگیر

من اینک مانده ام باخود چه گویم

که دیگرمیل با او، یاریم نیست

چنین گفتم که ای مست خرابات

بسوز

 خودکرده راتدبیرچزاین نیست

هوابس ناجوانمردانه گرم است

خیالی نیست،کلبه ما سردسرد است

.

 

 

 

 


 

نوشته شده توسط کوروش راستی در شنبه 1387/10/14 ساعت 5:6 بعد از ظهر موضوع ادبیات | لینک ثابت


کابوس

کابوس

 

خدایا،وحشت تنهاییم کشت

کسی با قصه من آشنا نیست

دراین عالم ندارم همزبانی

به صداندوه می نالم – روانیست –

شبم طی شد،کسی بردرنکوبید

به بالینم چراغی کس نیفروخت

نیامدماهتابم برلب بام،

دلم اراین همه بیگانگی سوخت.

به روی من نم خندد امیدم

شراب زندگی در ساغرم نیست

نه شعرم میدهد تسکین بحالم،

به غیرازاشک غم دردفترم نیست

بیا ای مرگ،جانم برلب آمد

بیا درکلبه ام شوری برانگیز

بیا شمعی به بالینم بیفروز

بیا شعری به تابوتم بیاویز!

دلم درسینه کوبد سربه دیوار

که این مرگ است وبردر میزندمشت!

- بیا،ای همزبان جاودانی،

که امشب وحشت تنهاییم کشت

 

 

فریدون مشیری


 

نوشته شده توسط کوروش راستی در شنبه 1387/10/14 ساعت 4:35 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


نمونه هایی ازمسلمان حزب اللهی اصیل؟

بدون شرح!؟

                 

 

این هم جوانان حزب الله؟

 

 


 

نوشته شده توسط کوروش راستی در جمعه 1387/10/13 ساعت 8:50 بعد از ظهر موضوع عکس | لینک ثابت


زیباترین امتحان

خداداره بنده شو امتحان میکنه.!

 خدانیازی به امتحان بنده هاش نداره

خودش خوب میدونه چی آفریده

 بنظرشما اینطورنیست ؟

ولی من میگم این ماییم که بایدخدامونوامتحان کنیم

این یک جمله خیلی قشنگه وپرمحتوا (البته ازنظرمن) که ازطرف یکی ازدوستان به من انتقال داده شدحیفم اومدتنهایی باهاش حال کنم خواستم شماهم سهیم شید.

بیایین واقعاًامتحانش کنیم.


 

نوشته شده توسط کوروش راستی در سه شنبه 1387/07/02 ساعت 5:57 بعد از ظهر موضوع متفرقه | لینک ثابت


جاده ایی برای بهشت

سلام

خیلی وقت بودکه مشغله کاری وزندگی مجالی ندادتا بتونم خدمت دوستان باشم وگپی باهم بزنیم.

به هرحال امشب بهانه ایی پیداشدتا پس ازمدتی بازسیستم روروشن کنم وبیشنم پای درددل،ولی متاسفانه بهانه خوبی ندارم نمیدونم چطورشروع کنم ،فکرمیکنم بایک سوال بشه تقریباًموضوع روروشن کرد.

بنظر شما درماه مبارک وپرفیض وملکوتی رمضان داستان روزه وروزه گرفتن تاچه حدحائزاهمیت است.

نمیدونم دوستان تاچه حدباکارمن آشنا هستند.درحال حاضردرفازهای گازی 9و10پارس جنوبی منطقه عسلویه مشغول بکارهستم.که متاسفانه درهفته گذشته بعلت سقوط یکی ازکارگران ازارتفاع بدلیل نوسان فشاروسرگیجه وضعف(طبق گفته پزشک کارگاه) که بطور مستقیم باایشان ارتباط کاری داشتم هفته خوبی نداشتم.

قبل  ازاین اتفاق باچندتا ازهمکاران درمورد روزه وواجب بودن آن بحث داشتم ازآنجایی که بنده روزه نبودم (جداازمسائل اعتقادی ودینی)نظرم براین بودکه درگرمای 50درجه و رطبت 95درصدی موجود وآن تغذیه بسیارضعیف وامکانات رفاهی خدماتی نامناسب فکرکنم اندازه کافی مزه سختی ونداری را به ماچشونده تابتونیم وضع مستضعفین جامعه رودرک کنیم ازطرفی دیگه اکه خدایی ناکرده این بلا سرهرکدوم ازمابیادآیا کسی زحمت میکشه ومثلاًمبلغ 300میلیون درخونه مابفرسته وبگه این سهمیه زن وبچه روزه داره.

آیا خدا به این امرراضیست.خیلی دوست دارم بدونم راههای دیگری برای تزکیه نفس نیست اگراین اعمال باعث دینداریست چرا دربقیه ماههای سال روزه نمیگیریم.چه مشکلی میتونه داشته باشه اگه بقیه روزها هم دروغ نگیم،غذاکمتربخوریم یااصلاًنخوریم بدیم به فقرا،غیبت نکنیم،چشم،گوش،وبقیه اعضاوجوارح روهم روزه نگه داریم مگربقیه روزها روزخدانیستند.؟

نمی دونم سوال زیاددارم ولی هم وقت وهم حوصله ندارم ازیک طرف هم میترسم گفتارم به شرک وتوهین به اعتقادات دوستان ختم شود.پس درصورت امکان برای بهبود دوستمون دعا کنیم که سالم پیش خانواده اش برگرده.

 


 

نوشته شده توسط کوروش راستی در سه شنبه 1387/07/02 ساعت 1:36 قبل از ظهر موضوع حوادث | لینک ثابت


زندانی

دل وحشت زده درسینه من می لرزید

دست من ضربه به دیواره زندان کوبید

آی همسایه ی زندانی من

ضربه دست مراپاسخ گوی!

ضربهدست مراپاسخ نیست

تا به کی باید تنها- تنها

وندراین زندان زیست

ضربه هرچند به دیوارفروکوبیدم

پاسخی نشنیدم

سالهارفت که من

کرده ام باغم تنهایی خو

****

راستی هان!چه صدایی آمد؟

ضربه ایی کوفت به دیواره ی زندان دستی؟

ضربه میکوبدهمسایه زندانی من

پاسخی میجوید

دیده رامیبندم

دردل ازوحشت تنهایی او میخندو...


 

نوشته شده توسط کوروش راستی در جمعه 1387/02/20 ساعت 6:13 بعد از ظهر موضوع ادبیات | لینک ثابت


عشق

! عشق غم نامه ای است که یاد، آن را هر شب وهرروز بر پرده دلم بازسازی می کند .

عشق خاموشی درازورازبه زبان نیامده ام است.

عشق دنیای سکوت است وراز آنگاه که در خاموشی شب تنها هستم .

عشق آغاززمزمه ی زندگیم است آنگاه که پروردگار لب گشودوگفت "چنین "باشد.

عشق شادی اندوه باری است که جانم را در آغوش گرفته است.

عشق تنها گلی بود که رویید بی آنکه کمکش کنم وآنگاه چون پیچکی روان  وجودم را در بر گرفت.

عشق چه بزرگ است وچه ناچیزوکوچکم من!


 

نوشته شده توسط رویا در پنجشنبه 1387/02/19 ساعت 2:40 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت


زنان واشتغال

مدتی است شبکه چهار سیما برنامه ای به نام اردی بهشت در حدود ساعت 12 ظهر پخش می کند که هدف این برنامه طبق گفته مجری وکارشناسان، مربوط به خانوادهء سالم وصحبت در رابطه با چگونگی بنیان نهادن آن است.البته بیشتر گفتگو ها خلاصه می شود به برخورد اجتماع با زنان یا فعالیتهای زنان در اجتماع (که این نکته جای بررسی بیشتر دارد چرا که خانواده تشکیل شده از مرد ،زن وکودک)به عنوان مثال بحث چند روز گذشتهء راجع به اشتغال بانوان و عادی سازی آن  در جامعه کنونی مابود.غافل از اینکه هر چند که اجتماع هم به صورت فرمالیته خود را جهت اشتغال زنان مهیا بداند اما باز مشکل بزرگی که همان کوچکترین اجتماع یعنی خانواده میباشدنادیده گرفته می شود.کارشناسان مدام به این نکته می پردازند که اجتماع به زنان در مورد مشاغل گوناگون بها نمی دهددر حالی که این مشکل باید در ابتدا از خانواده که سرپرست آن مرد است حل وفصل شود.در حالی که اکثر مردان ماکه خود را روشنفکر می دانند مخالف کار زن در بیرون از خانواده هستند چطور می توان انتظار داشت جامعه نسبت به این مغوله روی خوش نشان دهد ،جامعه ای که از همین مردان تشکیل شده است. از طرفی سمینار ها کنفرانسهابرای احقاق حقوق زنان برگزار می شود در حالی که خود این حقوق را رعایت نمی کنند.در مورد این موضوع مشکلات فراوانی وجود دارد که به توجه ودقت بیشتری نیاز دارد بگذریم که تازه اساسی ترین مشکلات بعد از ورود خانمها به بازار کار شروع می شود که یکی از آنها استثمارمالی توسط کارفرما میباشد.


 

نوشته شده توسط رویا در شنبه 1387/01/31 ساعت 2:18 قبل از ظهر موضوع متفرقه | لینک ثابت


بیاندیشیم

مراکسی نساخت

                   خدا ساخت          

                   نه آنچنان که" کسی می خواست"

که من کسی نداشتم،کسم خدا بود ،کس بی کسان

                   او بود که مرا ساخت

                                           آنچنان که خودش می خواست

نه از من پرسید نه ازآن"من دیگرم"

 

                                                                                    (دکتر علی شریعتی)


 

نوشته شده توسط رویا در جمعه 1387/01/23 ساعت 8:48 بعد از ظهر موضوع متفرقه | لینک ثابت


باروان شناسی رنگهاآشناشوید.

شاید برایتان جالب باشدکه امروزه روان شناسان ازروی رنگ مورد علاقه افرادبه شخصیت آنها پی می برند.رنگی که فردانتخاب می کنندگویای بسیاری از ویژگی های اخلاقی وروان شناسی اوست .به عنوان مثال رنگ قرمز مظهر شدت وزیاده روی است وافرادی که این رنگ رادوست دارند ،افرادی خوش قلب اما خود پسندهستند.به گفته روان شناسان افرادقرمز دوست دوعیب بزرگ خود پسندی عدم کنترل نفس دارندودوصفت ممتازشان خوش قلبی وحس بزرگ طلبی است .رنگ آبی یعنی نظم ،پشتکار وکنترل احساسات وهیجانات درونی ،رنگ قهوه ای یعنی قابل اعتماد،افرادی که رنگ قهوه ای را دوست دارند کاملا می توان روی آنها حساب بازکردوافرادی باثبات وقابل اعتماد هستندرنگ پرتغالی یعنی صداقت وعاری از هوس بازی،سبز یعنی کنجکاوی ،فیروزه ای یعنی اسرار امیز وپندناپذیر،سیاه یعنی خوش ذوقی وظرافت طبع .حالا با این تفاسیر شما چه رنگی هستید؟


 

نوشته شده توسط رویا در جمعه 1387/01/23 ساعت 1:24 قبل از ظهر موضوع متفرقه | لینک ثابت


تسلط به دوزبان مغز را محافظت می کند

براساس تحقیقاتی که درکاناداانجام شده است ،تسلط به دو زبان در مقابل کهولت سنی از مغز محافظت می کند. دانشمندان دریافتند کسانی که ازکودکی به دو زبان تکلم می کننددرمقایسه باکسانی که تنها یک زبان می دانند، کمتردچار ضعف قوای مغزی می شوند.تسلط به دو زبان می تواند برشمار ی از فرایند های مغزی تاثیر بگذارد .با این حال فوایدآن احتمالا تنها زمانی پدیدارمی شودکه فرد هر دو زبان رابه طورروزانه تکلم کند.  


 

نوشته شده توسط رویا در پنجشنبه 1387/01/22 ساعت 1:57 بعد از ظهر موضوع متفرقه | لینک ثابت


هفت بارخویشتن راخوار یافتم:

نخست آن گاه که دیدم به امید سرفرازی جامه خواری به تن کرده است.

دوم، آن گاه که دیدم دربرابرراست قامتان جست وخیز میکند.

سوم،آن گاه که اورا در گزینش میان سخت و آسان آزادگذاردندواوآسان را برگزید.

چهارم آن گاه که گناهی انجام دادوسپس خود رادلداری دادکه دیگران نیزهمگی چون او گناه می کنند.

پنجم،آن گاه که از سستی خویش رنج هادیدوبردباریش رانشان توانمندی اش شمرد.

ششم،آن زمان که زشت چهره ای را خوار شمرد ،حال آنکه چهره یکی از نقابهای خود او بود.

هفتم،آن زمان که به ستایش زبان گشودواندیشیدکه کارنیکویی انجام داده است


 

نوشته شده توسط رویا در سه شنبه 1387/01/20 ساعت 1:52 قبل از ظهر موضوع متفرقه | لینک ثابت


بیایید هرروزمان نوروزباشد

سلام برهمه دوستان ایرانی ، هنردوست وهنرمند وهنرپرور

امروز بعداز10روزمسافرت همراه با همسرم برگشتم خانه واینجابود که نفس عمیقی ازته دل کشیدم ویادم به جمله معروف  هیچ جا منزل خودآدم نمیشه افتاد.خیلی خوش گذشت نمیدونم بگم جاتون خالی یا بقولی سبز.

درهرصورت گذشته ازدیدن خیلی چیزها که جای صحبت داره ازهمه مهم تردیدن دوستان ، فامیل وآشنایان بود.که خیلی ازاونها رو چیزی حدود7،8سال بودکه یااصلاًندیده بودم وخبری ازشون نداشتم یا دورادور وگاهاًباتلفن ازهم خبرمیگرفتیم. هدفم ازاین صحبتها این بود که بگم چی میشد اگه همه مردم همه روزاشون مثل این روزها شادبودن مگه این 13روز چی داره که بقیه روزهای سال نداره.چرا فقط تواین روزها که به سنت قشنگ ایرانی روزهای نوروزیادمیشه همه همدیگرومیبوسند خوب چه عیب داره من وشما هروقت برادروخواهریادوست وآشناهای خودمونومیبینیم ببوسیم.همه روزها اینجوری صمیمی باشیم.ازهم خرده نگیریم،به همدیگه هدیه بدیم وهزارحرکت قشنگ دیگه که تواین روزها دیدیم وخواهیم دید.من تصمیم گرفتم توسال جدید تمام افرادی روکه دوستشون دارم روتاآخرسال همینجوری بهشون احترام بذارم محبت کنم وهمیشه کنارشون باشم.خیلی دوست داشتم بیشترراجع به این مقوله صحبت کنم ولی متاسفانه نمیتونم اونجورکه بایداون احساس قشنگی روکه دارم بیان کنم فقط پیشنهاد میکنم اگردوست داشتید درمورد تصمیم من فکرکنید اگرخوب بودشما هم همین تصمیم روبگیرید.گل فراموش نشه

یاحق

 


 

نوشته شده توسط کوروش راستی در شنبه 1387/01/17 ساعت 6:37 بعد از ظهر موضوع متفرقه | لینک ثابت


درباره ماموگرافی چه میدانید؟

سرطان پستان شایعترین سرطان در بانوان است ودومین علت مرگ ناشی از سرطان در بانوان است.            

بنابراین تشخیص به موقعه بیماریهای پستان کمک زیادی در درمان بیماری به بیماران می کند.

این تست رادیولوژیک به عنوان بیماریابی در مورد بیماریهای پستان مورد استفاده قرار می گیرد.

درسال 1913  البرت سامون اولین کسی بود که اهمیت مطالعه رادیولوژیک سرطان پستان را مورد

تاکید قرارداد.وامروزه دستگاههای پیشرفتهای جهت این کار وجود دارد.

معمولا جهت انجام ماموگرافی ازهر سینه دو نما تهیه می شود.

براساس توصیه انجمن سرطان شناسی امریکا زنان در سن 35تا40سالگی پس از مشورت با پزشک

باید یک عکس مامو گرافی به عنوان پایه وملاک اولیه تهیه کنند ودر سنین 40تا 50سال سالانه یکبار

ضمن گرفتن عکسهای ماموگرافیک تحت معاینه پزشک خود قرار گیرند.

بسیاری از صاحب نظران معتقدند ماموگرافی محدود به زنان بالای 35سال می باشد.اما اگردرخانم جوان

کمتراز 35سال شواهد کلینیکی قوی به نفع بد خیمی وجود دارد مامو گرافی پس از انجام نمونه برداری

اندیکاسون پیدا می کند.    

گرچه ماموگرافی یک روش عالی در تشخیص ضایعات پستان است لیکن اهمیت معاینه فیزیکی نیز زیاد

است.دقت یافته های کلینیکی و معاینه فیزیکی در تشخیص سرطان پستان حدود88%ودقت مامو گرافی

93%است ولی اگر هر دو باهم بکار روند دقت تشخیص تا 97%بالا می رود.


 

نوشته شده توسط رویا در سه شنبه 1387/01/06 ساعت 1:56 قبل از ظهر موضوع سلامتی وبهداشت | لینک ثابت


report phishing report abuse This page is hosted by XM.COM - Free Web Hosting